مرکز پرورش و اصلاح نژاد اسب تروبرد مرکز پرورش و اصلاح نژاد اسب تروبرد مرکز پرورش و اصلاح نژاد اسب تروبرد مرکز پرورش و اصلاح نژاد اسب تروبرد

موضوعات:

  1. نظرات کاربران در ارتباط با عملکردها در مسابقات اسبدوانی سال ۱۳۹۲
  2. نظرات کاربران در ارتباط با عملکردها در مسابقات بهاره ۹۲
  3. نظرات کاربران در ارتباط با عملکردها در مسابقات تابستانه ۹۱ تهران
  4. نظرات کاربران در ارتباط با عملکردها در مسابقات بهاره ۹۱ گنبد کاووس
  5. نظرات کاربران در ارتباط با عملکردها در مسابقات پاییزه گنبدکاووس ۱۳۹۰
  6. نظرات کاربران در ارتباط با عملکردها در مسابقات تابستانه ۹۰ تهران
  7. نظرات و انتقادات از وضعیت موجود اسبدوانی کشور
  8. پیشنهادات برای بهتر برگزارشدن مسابقات بهاره ۹۰ گنبد کاووس
  9. نظرات کاربران در ارتباط با عملکردها در مسابقات پاییز ۸۹ ( قسمت دوم )
  10. نظرات کاربران در ارتباط با عملکردها در مسابقات پاییزه ۸۹ گنبد کاووس
  11. نظرات کاربران در ارتباط با عملکردها در مسابقات تابستانه ۸۹ تهران
  12. تحلیل و بررسی سالهای گذشته مسابقات اسبدوانی
  13. نظرات کاربران در ارتباط با عملکردها در مسابقات بهاره ۸۹
  14. علت عدم برگزاری مسابقات اسبدوانی بهاره ۸۹ گنبدکاووس چیست؟
  15. پیشنهادی برای بهبود و اصلاح وضعیت کورسهای دوخون و تروبرد
  16. نظر شما در مورد مجیک میلکام چیست؟
  17. پرسشهای فنی
  18. پیشنهادات و انتقادات
  19. جداسازی اسبهای دوخون و تروبرد توسط معاونت محترم اسبدوانی

نظرات و انتقادات از وضعیت موجود اسبدوانی کشور

دوستان و کاربران محترم

نظر به اینکه قرار است در جلسه ای در آینده نزدیک مشکلات و مسایل موجود در اسبدوانی کشور به سمع و نظرسرپرست محترم فدراسیون سوارکاری کشور جناب آقای دکتر واردی برسد ، لذا از تمامی دوستان خواهشمندم با رعایت موازین اخلاقی تمامی نظرات و انتقادات خود را در این تالار مرقوم فرمایند تا رونوشتی برای ایشان قبل از انجام این جلسه ارسال گردد.

از مدیریت سایت صحرا هورس که با درج مشکلات در حل مشکلات اسبدوانی تلاش مینمایند کمال تشکر را دارم و امیدوارم سایر دوستان و مالکین عزیزی که در این رشته سرمایه گذاری وسیعی انجام داده اند از جمله جناب آقایان دریانی ، آقازاده ، رادان ، دکتر بردبار ، شریف فرد ، صیرفی ، نیازی ، جرجانی ، جهانگرد ، روان ، مهندس محمدزاده ، افشاری ، رنجبر و … سایر دوستانی که از قلم افتاده اند و همچنین تمامی علاقه مندان به اسبدوانی همکاری و حمایت نموده و با درج مطالب ، انتقادات و پیشنهادات خود گامی در جهت اصلاح وضعیت اسبدوانی کشور بردارند.

دوستان لطفا در مورد این تالار اطلاع رسانی فرمایید ، قبلا از توجه تمامی عزیزان و علاقه مندان به اسبدوانی که همکاری میفرمایید کمال تشکر را دارم.

نظرات شما

  • ناشناس می‌گه:

    کاربر علیرضا به مدیریت سایت صحراهوس ربطی نداره
    http://www.sahrahorse.com/search.php?action=results&sid=fc1cb3060ac07a2d6177b6f87be46da4

    هر کی این لینک ها رو بخونه متوجه میشه که همیشه مطالبی انتقادی علیه مدیریت سایت صحرا هورس و تروبرد دارا نوشته و از خراسانی وایگدری دفاع کرده !!!

    [پاسخ]

  • mehdi sh می‌گه:

    aghay nashenas ke midonam ki hasti.on aghay taze kar aghay khosravani bood ke asb jhobin ro 3 000000toman kharidari kardand ke shoma ba dorogh va kalak zehne ishan ra kharab kardid va asb ra nakhastand.esme ishan ra ham elam kardam ta az khodeshan beporsid.

    [پاسخ]

  • حمید روشنی می‌گه:

    باسلام خدمت شمادوست عزیزنویدنوین.
    مسلماهیچکس منکرسوادوتحقیقات باارزش جنابعالی دررشته اسب نمیتواندبشودوبنده ازهمینجاازشماقدردانی میکنم وخسته نباشید
    ولی چراهمه کاسه هاراسرمربی میشکنیدمربی هم مثل دیگرشاغلهادنبال یک نون میگرده وخودجنابعالی اون چندباری که بامهدی شهرتی که یک اسبش هم انموقع دست من بودامدیدازسختی کاروشرایط زندگی اسف باری که خالی ازهیچ امکان رفاهی که نگیم امکان زندگی بهترمیشه گفت اشناشدیدبعیدمیدونم مالکین بتونن این شرایط سخت راتحمل کنن بجای این حرفابامسولین رایزنی کنیدکه چراازدادن کوچکترین امکانات خودداری میکنن یاچرامثل قبل که جوایزراخودتربیت بدنی میدادحمایت کنن وجوایزرابیشترکنن یاعلیق رابصورت ارزانتردراختیارمالکین بگذارندتا هزینه نگهداری پایین بیادفراراکثرمالکین بزرگ که اسبهای زیادی داشتن بخاطرهزینه زیادبوده نه مربی.درثانی افرادی که فرمودیدتاجاییکه اطلاع دارم اقای باهرامریکارفتندقریشی مشکل مالی دارندبنده خدامشرف هم خیلی پیرشده ووووووو
    درمورداینکه فرمودیدکورش گشت میره من توی۴سال ندیدم ولی ایشان پشتوانه بسیارقوی برای مربیست کافیه بگی فلان چیزتمام شده همون وقت بااتوبوس یاهواپیمامیفرستادن وازپول هم کم نمیذاشتن.
    نویدجان بنظربنده بجای نشستن پشت کامپیوتروهمانگونه که توی اینترنت زحمت تحقیق رومیکشیدیه سرهم به میدان بزنیدوازنزدیک ببینید
    ومشکلات رالمس کنیدوتوهین نکنیدوبجای این حرفاشماکه پیشرفت اسبدوانی رامیخواهیدتحقیقاتتان رادراختیارمربیان بگذارید. ممنون

    [پاسخ]

    نوید نوین باهران پاسخ در تاريخ شهریور ۱۱م, ۱۳۹۰ ۱:۳۴ ب.ظ:

    سلام حمید جان.
    تشکر از لطف شما. بنده اگر تحقیقی هم کردم برای دل خودم و علاقه ای که به این رشته دارم بوده و سعی کردم اندک یافته های علمی خود را در اختیار علاقه مندان هم قرار دهم تا دینم را ادا کرده باشم.
    نمی دانم چرا متاسفانه از حرفهای من و مهدی همه این برداشت را کرده اند که ما قصد توهین به قوم ترکمن یا قشر مربیان را داریم. باور کنید این طور نیست. همان روز اول که من و مهدی هم پیام دادیم از آن همه مطلب نوشته شده همه خیلی زود نسبت به مطلب مربوط به مربیان جبهه گرفتند در صورتی که مهدی به مطالب زیادی اشاره کرد. هر وقت هم من مشکلاتی را بیان می کنم همه به بخش مربوط به ترکمنهایش جبهه می گیرند.
    حمید جان مگر من با شما و دیگر مربیان خصومتی دارم؟ مگر تا حالا کسی اسب مرا برنامه کرده که با او و هم کیشانش پدر کشتگی داشته باشم؟ من و شما همیشه رابطه ای دوستانه داشته ایم. هر وقت هم به چادرتان آمدم با روی خوش از بنده پذیرایی کرده اید که جا دارد تشکر کنم. پس دعوای قومی و صنفی وجود ندارد.
    در مورد این که گفتید بیایید وضعیت را از نزدیک ببینید… مگر من تا به حال میدان نیامده ام؟ مگر به قسمت چادرها نیامده ام؟ مگر من و دیگران از بابت این وضعیت خوشحالیم؟ مگر من باعث به وجود آمدن چنین وضعیتی هستم ؟ هیچکس نمی تواند منکر شرایط سخت و طاقت فرسای زندگی مربیان باشد. اما حمید عزیز خدا وکیلی آیا شرایط سخت میدان دلیلی منطقی برای شیطنت برخی مربیان است؟ برنامه هایی اعم از کشیدن , دوپینگ و … . اشاره کردید که مربی هم مثل بقیه دنبال نون می گرده ولی من اینجا باید یک ابرو بین “نون” و “می گرده” باز کنم و با قرمز بنویسم “حلال” . یعنی مربیان هم مثل بقیه اقشار باید دنبال نان حلال باشند مخصوصا وقتی سر و کار آنها با حیوانی نجیب است. اما متاسفانه این بحث لقمه حلال و حرام چند صباحیست در بین مردم ما کمرنگ شده و این مساله کلی است و مختص اسبدوانی نیست. پس خدا وکیلی اگر کلاهتان را قاضی کنید متوجه صحبتهای من خواهید شد. نمی گویم مربی و چابکسوار سالم در میدان نیست ولی خودتان بهتر می دانید تعدادشان انگشت شمار است و هر کس آن را انکار کند خودش را گول زده. ولی همانطور که گفتم نبود امکانات و سختی شرایط دلیلی برای آلوده کردن میدان نمی شود. کسی آنها را بالاجبار مربی اسب نکرده خودشان این شغل را انتخاب کرده اند و به گفته خودشان و خیلی از اطرافیانشان عشق به اسب باعث شده که آنها سر کار بمانند و سختی هایش را تحمل کنند… پس اگر بحث عشق به اسب است چرا در میادین ما با این حیوان نجیب این چنین می شود؟! کجای قوانین بازی جوانمردانه نوشته شده که به اسب شیره بدهند؟! … به اسب آمپول نیروزا یا نیروکاه بزنند و نتیجه را عوض کنند؟! … یا به قول خودمان اسب را بکشند و نتایج را عوض کنند ؟! … باور کنید در روز قیامت این اسبها لب به سخن خواهند گشود و وای بر حال آنان که به این حیوان نجیب خیانت کرده اند. البته در این مساله فقط مربیان دخیل نیستند و برخی مالکین و بوکی ها هم دست دارند ولی اگر مربی نخواهد هیچکس نمی تواند نظرش را عوض کند.
    در مورد اینکه فرمودید من برنامه بدهم و رایزنی کنم برای حل مشکلات میدان… متاسفانه از دست من کاری ساخته نیست حمید جان. اگر سرمایه ی هنگفتی داشتم حتما آن را وقف اسبدوانی می کردم و یک تنه جور همه را می کشیدم ولی ندارم. من بارها در همین تالار گفته ام و باز هم تکرار می کنم درست کردن شرایط اسبدوانی نیاز به چند ابزار دارد که در حال حاضر هیچکدام فراهم نیست. پس برنامه دادن و رایزنی دردی دوا نمی کند. گنده تر از من ها رایزنی کرده اند و به هیچ جا نرسیده. یکی از گنده های اسبدوانی که همه او را می شناسند تقریبا ۲ سال پیش از من خواست یک طرح توجیهی برای اسبدوانی ارائه دهم و در آن از میزان گردش مالی هنگفتی که در این رشته وجود دارد و مزایای دیگر آن مثل اشتغال زایی و سود آوری و … آمار و اطلاعات بیاورم که البته من هم چون می دانستم این کار نتیجه نخواهد داد فقط مطالب مختصری برای ایشان ارائه دادم. وقتی ایشان به دیدار مسئولین سازمان تربیت بدنی رفت با این پاسخ روبرو شد : ” آقا الان میدانهای نفت و گاز پارس جنوبی خوابیده و بودجه برای سرمایه گذاری نیست , چطور انتظار دارید به ورزشی که جزو ورزشهای لوکس محسوب می شود بودجه ای اینچنینی اختصاص داده شود”
    گفتید که علمم را در اختیار مربیان قرار دهم تا همه استفاده کنند. اولا که من هیچ ادعایی در این مورد ندارم و حالا حالا ها باید به شما و همکاران شما درس پس بدهم چون در همه مشاغل و مخصوصا صنعت اسب تجربه حرف اول را می زند و علم مکمل تجربه است و تجربه ای که شما ها دارید را بنده ندارم. ولی آیا واقعا شما فکر می کنید مربیانی که روز تمرین کنار میدان می ایستند و وقتی ازشان می پرسی حاضر نیستند حتی اسم اسب در حال تمرین را که از جلوشان رد می شوند بگویند چطور حاضرند مطالب علمی شخصی مثل من را قبول کنند؟ انشاالله اگر در این صنعت به جایی رسیدم حتما برای ارتقای سطح علمی مربیان و چابکسواران تلاش خواهم کرد.
    بگذریم حمید جان … نکته آخر که باز تکرار مکررات است اینکه اسبدوانی ما کلا ایراد دارد. از میدان و دپار و جایگاه تماشاگران بگیر تا مالک و مربی و چابکسوار و تا دستشویی و بوفه و آب خوردن و … . کسی نگفته که همه مشکلات اسبدوانی ما از مربی هاست. مهدی هم اگر رفت به خاطر همه این مسائل بود نه فقط مربی و سوار و ترکمن ها. به قول مهدی : ” در این اسبدوانی دلم را به چه خوش کنم… به خاک میدان نوروز آباد که چشم اسبها را کور می کند؟! … به سرویس بهداشتی های تمیز ؟! … به هندیکاپری سالم و بدون تقلب؟!… به مربیان و چابکسواران متعهد و سالم؟!… به جوایز کلانی که می دهند؟! … به هزینه های پایین اسبداری؟! … به حمایت های مسئولین؟! … “

  • عبداله زبرجد می‌گه:

    با سلام خدمت مربی زحمتکش حمید روشنی

    آقای حمید روشنی با مطالبت در مورد مقصر دانستن همه مربیان کاملا موافقم هر چند که نمونه هایی از مربیان هم وجود دارند که مربیان سالم دیگر میدان را تحت الشعاع خود قرار می دهند و چشم اغلب مردم دنبال خلافهاست و زیبای ها را نمی بینیم. آدمهای خوب را نمی بینیم اما تا کوچکترین موردی از هر کسی از قشر زحمتکش اتفاق می افتد تمام کاسه کوزه ها را سر وی خالی می کنند. البته می دانم که شما مربی با دانش و اهل کار هستید و در مافیا گیر نیافتاده اید. من تا حالا از نزدیک افتخار آشنایی و هم صحبت شدن با جنابعالی را پیدا نکردم (هر چند که اگر من را قابل بدانید روزی به خدمتتان خواهم آمد و به بهانه آن هم که شده چند تا از اسبهای خوبت را از شما اطلاعات بگیرم!! االبته شوخی است. من دوست دارم همینجا به بهانه طرح سوال از شما کمی هم از علاقمندیهایم را به شما و سایر دوستان اسبدوست بیان کنم تا نگویند مطالب زبرجد همیشه خشک و تند و … است و اطلاعاتی از خودش بروز نمی دهد. آقای بابازاده از روی آی پی من خواهند گفت که ۱۲ ماه هر سال و تا حالا ۱۲ سال تمام را با وجود عضو هیات علمی بودنم و و عبور از تعهد ۹ ساله ام در سازمان تحقیقات و آموزش کشور هنوز هم بعلت عدم موافقت با انتقالی بنده به جهت کمبود نیرو کماکان در این مکان بسیار محروم جنوب کشور که فاصله اش با میدان اسبدوانی گنبد دقیقا ۱۷۸۶!!!! کیلومتر است (کیلومتر انداختم)دارم فعالیت می کنم و فعلا نتوانسته ام انتقالی بگیرم. بگذریم من هم مثل شما که عاشق اسب هستید من نیز بسیار علاقمند تحقیق هستم ولو در هر جایی از کشور باشد. از طرف دیگر علاقمند سرسخت اما بدون تعصب اسبدوانی هم می باشم. در اوقات بیکاریم یک بیابان خالی را در نظر بگیرید که یک نفر زیر آفتاب سوزان ۵۰ درجه و یا زیر ستاره های قشنگ کویر درست وسط بیابان نشسته و داره از طریق اینترنت با سیستمش ور میره و همه مسایل اسبدوانی را زیر ذره بین قرار می ده. اون فرد شاید اسمش زبرجد باشد. اگر تشریف بیاورید خواهید گفت که گالیله اشتباه می کرده و زمین گرد نیست بلکه تخت و طویل می باشد و آخر آن هم درست در همین مکانی که من در آن زندگی می کنم به پایان می رسد!!! (با تمام احترام به همشهریان و مردمان خوب اینجا که فقط مزاح است). ولی خارج از شوخی بی نمک حتما در اولین فرصت خدمتتان خواهم رسید). من همیشه اسبهایی که چه مال آقای بابازاده بود و چه اسبهایی که متعلق به درخشش و افراد دیگر در اختیارت بود به دقت فیلمهای کورسشان را چندین و چند بار نگاه می کردم و زیر ذره بین قرار می دادم تا از میزان آمادگی اسبهایتان اطلاع داشته باشم. یک سوالی خیلی وقت است برایم پیش آمده و دوست داشتم از زبان خودتان بشنوم و اینجا فرصت مناسبی و خوبی گیرم آمد تا از خودتان سوال کنم و از زبان خودتان بشنوم.

    در سال قبل اسب شهلا (لنسکوی-شه گل) که در تهران ۲ سالگی کورس می داد فکر کنم دست شما نبود. خودم بعید می دانم که دست شما بوده هر جند از مربی قبلیش شناخت و اطلاعی ندارم. من به شخصه این اسب را دوست دارم و آنرا هزاری و خیلی سرعتی با استارت فوق العاده قوی می دانم و اعتقاد دارم تا خط پایان هزار متر در کنار اسبهای همسان خود کم نمی آورد. فکر کنم آن موقع یک جایی در همین سایت آقای بابازاده به مالک این اسب که الان اسمش یادم رفته ولی اگر اشتباه نکنم جناب آقای افشاری باید باشند (ضمن عذر خواهی از مالک اسب گمانم آقای افشاری بود که الان اسم شما را با قاطعیت نگفتم و گرنه جناب عالی نیز مانند سایر مالکین محترم از افراد شناخته شده اسبدوانی هستید و این جسارت بنده را ببخشید) یه اشاره ای به مالک اسب داشتند که حیف این اسب که مربی خوبی ندارد و از مربی رنج می برد. یعنی مربی بهتری می خواهد و گرنه اسب خوبی است (نقل به مضمون) اما بعدا در فصل پاییزه سال پیش گنبد این اسب در دفترچه مسابقات به اسم شما حمید روشنی بنام مربی درج شد. با توجه به نمایش تقریبا خوب شهلا در تهران که به نظرم در حد خودش علیرغم رسیدگی کم به اسب از طرف هر کسی که در آن موقع مربی این اسب بوده و عدم آماده کردن لازم و کافی اسب توسط مربیش) خوب دوید. اما در پاییز سال پیش گنبد که رسما به شما منتقل شد انتظارم از شهلا بیشتر از اینها بود. آیا مشکلی برایش پیش آمده بود در صورت مثبت بودن چرا این اسب را دواندید؟ و یا مسائل دیگری برای اسب پیش آمده بود و اگر من را که کارشناس اسب نیستم و فقط نظر شخصی می دهم که شاید همه اش هم غلط از آب در بیاید به نظرم و فقط بر اساس شناخت دورادور از این اسب از نظر بنده شهلا در گنبد خودش نبود و تمام توانایی هایش را نشان نداد و معتقدم اون موقع آمادگی بالایی هم داشت و شاید ۵۰ درصد اندازه واقعی خود هم ندوید با توجه به اینکه ۳-۴ اسب ۲ ساله دست خودتان را همیشه در کنارش می دواندید آیا بیشتر روی بقیه اسبهایتان بخصوص آریس کار می کردید یا مسائل دیگری وجود داشت؟ اگر راهنمایی بفرمایید ممنون خواهم شد. در هفته ۱۶ پاییز ۸۹ این اسب را همه ون می دانستند. (آمار حراجی ها همه اسبهای اون کورس را دارم فقط دورنیکا پاینتر از شهلا بود و ۲ اسب اولت و لاکی نایت که اول شد و دوپینگ فنیل در آمد نیز پایینتر از دورنیکا و اولت بطور یکسانی درحراجی بررگ فروخته شدند). و بقیه حریفهاش هم فلوریدا و شه فام خودتان که حذف شد و آریس بودند که آنرا هم شما مربیگری می کردید. و هیچکس روی اسب آریس حسابی باز نکرده بود و این اسب همه جا براحتی پلیس می دادند (نقل قول از طرف یکی از دوستان مورد اعتماد). سوالم این است که آیا برای جایزه آوردن آریس روی این اسب بیشتر از بقیه کار کرده بودید(هفته ۱۶)؟ و چرا شهلا آن روز خوب ندوید. ( یک نظر شخصی هم دارم و اون این است که هر موقع رحیم آرمیده اسبهای غیر از تویلی را سوار شود معمولا برای اول کردن اسب به هر قیمت ممکن از طریق بریدن راه اسبها در طول مسیر و پیچها است که مثالهایش زیاد است و موارد زیادی را از این چابکسوار بسیار فنی و جسور اما با جسارت بسیار اضافی و خیلی مضر برای دیگر چابکسواران در آن روز روی شهلا نشسته بود البته رحیم خان بدون اینکه داوران کوچکترین نکته ای را متوجه بشوند خیلی از اسبها را که ون هستند اسبش را از جلو اسبهای دیگر حرکت می دهد معمولا بعد از پیچ هم هنوز اسب را ول می کند اما در ۱۰۰ متری خط پایان براحتی هنرش را با اینور و آنور کردن آبخور اسب درست در نزدیکی های خط پایان نشان می دهد و … بقیه را خودتان حدیث مفصل بخوانید از این مجمل!!! با تمام احترام به رحیم آرمیده که سعی کردم نقاط منفی و مثبتش را از دیدگاه شخصی خودم بیان کنم که البته من که کنار گود نشسته ام و فقط بلدم بگم لنگش کن ولی بهر حال از روی تکنولوژیهای مختلف و مخصوصا فیلمبرداریهای مختلف که از تمام جهات حرکت اسبها صورت می گیرد و از روی آنها این قضاوت را می کنم و گرنه قصدم توهین یا خراب کردن شخصیت کسی ندارم و اگر هم ناخواسته افراطی در این زمینه کرده باشم از ایشان عذرخواهی هم خواهم کرد هرچند که از مواضع اصلی بیان شده خودم با دلیل و مدرک دفاع خواهم کرد.) اما در کورس بعدیش (هفته ۲۲ که عبدالجبار مختوم نژاد سوار شد و اینبار خیلی روی شهلا حساب باز نمی کردند شهلا از کورس قبلیش خیلی بهتر دوید و هم زمانش ۲ ثانیه نسبت به زمان خودش در هفته ۱۶ اختلاف داشت و بهتر بود. و در میدان طوری وانمود می شد که شهلا با این چابکسوار کم تجربه هیچ شانسی نخواهد داشت. آیا در آن هفته شما روی شهلا زیاد کار کرده بودید؟ و مقام قهرمانی ازش انتظار داشتید؟ چون این اسب با اسبهای ۱ و ۲ و ۳ با هم از خط پایان رد شد که باز هم به نظر شخصی خودم آنهم بی تجربگی سوارکار بود که پس از خروج از دپار و در خط راستا بی جهت کورس را تیز کرد و تا سر پیچ فاصله اش را بی جهت با دیگر اسبهای عقبی بیشتر کرد در حالیکه یه نفسی بهش میداد و در کنار و موازی با اسب جلویی حرکت می کرد و از پیچ به اینور از بقیه باید جدا می شد و بسوی خط پایان حمله می کرد این کار را نکرد و در آخر کم آورد. اگر سوار ماهری روش نشسته بود اون هفته با احتمال زیاد اول می شد. هر چند من شهلا را در آن هفته پایه گرفته بودم و فقط بخاطر همان از ۵ پره ماندم فدای سرت باد. جسارتا عرض می کنم که این یک سوال شخصی است و اگر برایم شفاف سازی شود ذهنم بازتر خواهد شد و گرنه هیچ گونه غرضی از طرح این سوال ندارم و امیدوارم که از این سوال من ناراحت نشوید و فکر نکنید که منظورم از طرح این سوال مسایل مافیایی را برای شما و مالک محترم در پی دارم هرگز و این جزء محالات است. من شما را در مربیگری اسب و اینکه عشق و علاقه به پیشرفت دارید و نیز جناب آقای افشاری عزیز را که ایشان را هم توفیق دیدار از نزدیک نداشتم مثل سایر خادمین دیگر اسبدوانی که از هر قشری و در هر سطحی و از هر جایگاه و منزلتی که دارند شماها را هم خادمان اسبدوانی می دانم و همیشه شما را بعنوان مربی و آقای افشاری را مثل سایر مالکین محترمی که عاشقانه در این راه خدمت می کنند و سالم و مافیابدور هستید همیشه در ذهنم بعنوان شمای مربی و مالک محترم سالم در ذهنم حک خواهم کرد. هر چند دیگران در مورد شما هر حرفی بزنند. پس بطور خلاصه اگر درباره ۲ کورس شهلا در گنبد و وضعیتش در آن موقع اطلاعاتی بدهید ممنون خواهم شد.
    با تقدیم احترام
    عبداله زبرجد

    [پاسخ]

  • عبدالستار ساجدی می‌گه:

    باسلام خدمت برادر بزرگوار آقای بابازاده ، اینجانب در محل شبکه دامپزشکی شهرستان گنبد کاووس در حال مطالعه مطالب سیلمی یثرب بودم و سری هم به اخبار سایت شما زدم و در نهایت تعجب با دیدن خبر فوت بای بای بن بی نهایت متأثر شدم . بی شک کورس های زیبای این اسب افسانه ای از ذهن هواداران این اسب در ترکمن صحرا و گنبد کاووس هرگز از ذهن ویاد هیچکس پاک نخواهد شد . به یاری خدا کره های بای بای بن افسانه ای با کورس های زیبای خود یاد مادر را در مجموعه های کورس کشور پُر خواهند کرد.همچنان که بای بای کید کورس های زیبایی را به نمایش گذاشت سایر کره های این اسب نجیب هم یاد بای بای بن را در خاطره ها زنده خواهند کرد . موفق و پیروز باشید. سیلمی خوبی را هم به ایران آورده اید.

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.